حسين بن حسن خوارزمي
749
شرح فصوص الحكم
پس چون موسى - عليه السّلام - گفت كه : اگر بعد از اين سؤال كنم از چيزى ، با من مصاحب مشو . و كلام او مشتمل بود بر نهى از صحبت . پس چون كرت سيوم سؤال واقع شد ، خضر گفت : « هذا فِراقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ ) * « 71 » » . و موسى منع ننمود و طلب صحبت نفرمود از براى آن كه عالم بود به مرتبه نبوّت خويش كه او را به سخن آورد به نهى از صحبت خضر . فسكت موسى و وقع الفراق . فانظر إلى كمال هذين الرجلين في العلم و توفية الأدب الإلهي حقه . پس موسى ساكت شد و فراق واقع گشت . پس نظر كن در كمال اين دو مرد در علم و توفيه ايشان حق أدب الهى [ را ] چنان كه مىبايد . و إنصاف الخضر فيما اعترف به عند موسى عليه السّلام حيث قال له « أنا على علم علمنيه الله لا تعلمه أنت ، و أنت على علم علمكه الله لا أعلمه أنا » . فكان هذا الإعلام في الخضر لموسى دواء لما جرحه به في قوله « وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ به خُبْراً » مع علمه بعلو رتبته بالرسالة ، و ليست تلك الرتبة للخضر . و ببين انصاف خضر - عليه السّلام - را « 72 » در آن چه اعتراف كرد نزد موسى - عليه السّلام - كه حق - سبحانه و تعالى - مرا علمى روزى كرده است كه تو از آن خبردار نيستى ، و ترا نيز علمى كرامت كرده كه من از آن خبردار نيستم . و اين اعلام از خضر موسى را - عليهما السّلام - مرهم جراحتى بود كه به نيش « كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ به خُبْراً » « 73 » به جان موسى زخمى زده بود ، با وجود آن كه علو رتبت او را در رسالت مىدانست . و اين رتبت خضر را نبود ، لا جرم اينجا انصاف پيش آورد و به كمال رتبت موسوى اعتراف آورد . و كسى را ، كه طالب وقوف است بر معرفت اسرار الهى و راغب اطلاع بر غوامض حكم نامتناهى ، مىبايد دانست كه خضر - عليه السّلام - صورت اسم باطن ، و مقام او مقام روح و او را علوم ولايت بود ، [ 312 - ر ] و أبواب غيوب بر وى منفتح و اسرار قدر منكشف و معارف مؤتيه « 74 » و علوم لدنيه او را حاصل و محتد ذوق او زهد و ايثار بود . قال الله تعالى : * ( فَوَجَدا عَبْداً من عِبادِنا آتَيْناه رَحْمَةً من عِنْدِنا وَعَلَّمْناه من لَدُنَّا عِلْماً
--> « 71 » س 18 ى 76 . « 72 » قا : در . « 73 » س 18 ى 68 . « 74 » قا : معارف هويت .